ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

154

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و نيز گفته شده است : خمانى از آن رو به پادشاهى رسيد كه وقتى داراى بزرگ را از بهمن حامله شد ، به دو پيشنهاد كرد كه افسر پادشاهى را به روى شكم وى ببندد و بدين گونه فرزند خود را به پادشاهى رساند . بهمن درخواست خمانى را پذيرفت و تاج را به شكم او كه آبستن بود بست . ساسان ، پسر بهمن ، مردى بود كه براى فرمانروائى ساخته نشده بود و چون كار پدر خود را ديد ، به استخر فارس رفت و از جهان كناره گرفت و به قلهء كوه‌ها پيوست و به گوسفند دارى پرداخت . او شخصا دامدارى مىكرد و تودهء مردم كه اين روش را براى يك شاهزاده ناپسند مىشمردند ، از فرمانروائى او نااميد شدند . اردشير بهمن از جهان رفت در حالى كه فرزندش دارا هنوز در رحم مادر خود بود . بدين جهة ، پس از درگذشت بهمن ، مردم خمانى را بر اورنگ پادشاهى نشاندند . خمانى چند ماه پس از پادشاهى خويش ، دارا را بزاد و چون از اظهار اين مطلب اكراه داشت ، نوزاد را با گوهرهائى گرانبها در صندوقى چوبين نهاد و آن را از شهر استخر بر روى رود كر ، يا به گفته‌اى : رود بلخ ( جيحون ) ، روان ساخت . آب ، اين جعبه را برد و به آسيابانى از مردم استخر رساند . آسيابان جعبه را از روى آب گرفت و درش را گشود و به ديدن گوهرهائى كه در آن بود شادمان شد و نوزاد را نيز به زن خود سپرد . همسرش به نگهدارى و پرورش نوزاد ، يعنى دارا ،